فضائل امیرالمومنین علی ابن ابیطالب علیه السلام
علی مع الحق والحق مع علی،لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار
درباره وبلاگ


سلام علیکم و رحمة الله و برکاته قال الله تعالی: ولایة علی ابن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی دوستی علی ابن ابیطالب (علیه السلام) قلعه من است پس هرکس وارد قلعه ام شود از عذابم در امان است. بخونید و حض کنید و به داشتن پیشوایی چون امیر المومنین حیدر کرار مولی الموحدین امام علی ابن ابیطالب علیه آلاف التحیة والثناء افتخار کنید. الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة علی ابن ابیطالب علیه السلام شکر مخصوص خداوندی است که ما را از دوستداران علی ابن ابیطالب علیه السلام قرار داد.
نويسندگان
یکشنبه 27 اسفند 1391 :: 10:26 :: نويسنده : moludekabe

 او همان كسى است كه دروازه ى بزرگ دژ ناعِم را از جا كند و بر روى سر نگه داشت و سپر ساخت؛ با اينكه آن قدر سنگين بود كه مردان زيادى نمى توانستند آن را تكان دهند.

او همان كسى است كه صخره ى بزرگى كه روى آب را گرفته بود و دهها نفر نمى توانستند آن را از جا بركنند از جا كند و از زير آن آب جوشيد.

وى كسى بود كه- هم چنانكه نيرويش بدو كمك مى كرد- هشياريش ياور او بود. يك بار، دستش را به سوى جنگجويى كه به قصد كشتن او آمده بود دراز كرد. از بالاى اسبش بلند نمود و چنان او را محكم به زمين كوبيد كه او را له كرده و به صورت انبوهى از گوشت و خون و استخوانهاى خُرد شده درآورد.

شكّى نيست كه چنين شجاعتى در ميدانهاى جنگ- آنگاه كه شمشير به دست راست داشت- از دلى محكم برخاسته بود. در مقابل خطرات و پيش آمدهاى كوبنده نمى لرزيد؛ هر چند ديو مرگ، نيش هاى خود را نمايان و از پشت سر دلاورى غرق در زره و اسلحه در مقابل او- كه دست خالى و بدون سلاح به ميدان آمده بود- تهديد مى كرد و خود را نشان مى داد.

گوياترين نمونه براى شَجاعت و پُردلى و استواريش همان داستان خوابيدن او در شب هجرت [ [ وه! آن شب چه شب ارجمند و عزيزى در ميان شبهاى زندگيش بود، بلكه بر هر شبى برترى داشت. اين على"ع" است كه در بستر رسول خدا "ص" آرميده و بُرد سبز او را به خود پيچيده است.... بر آن مردم بس ناگوار است كه جوانى با نقشه ى آنها- كه به نتيجه و فتح نزديك بود- بازى كند و صيدشان را بگريزاند پس چرا جان نثارِ حاضر را به جاى جان بدربرده ى مهاجر نگيرند.... محمّد "ص" جمعيّت را شكافت و از حلقه ى محاصره ى دور خانه عبور كرد. على"ع" چشم بر هم نهاده با چشم خيال مى ديد كه محمّد "ص" از محل دور مى شود و موج تلاوتش به او نزديك مى گرديد؛ موجى از يقين و ايمانى بلند با موج تلاوتى كوتاه: وَ جَعَلْنا مِن بينِ أيديهم سدّاً و من خَلفهم سدّاً فأغشَيْناهُم فهم لا يُبصرونَ.

كلام خداوند تحقّق يافت؛ نه چشمى او را ديد و نه گوشى صداى پايش را شنيد. در همان حال كه موج طنين آيات آهسته آهسته به پايان مى رسيد قلب على"ع" مطمئن و روحش در آرامش و سكون مى رفت. آنگاه لبش غرق تبسّمى شد كه از خوشحالى درونش خبر مى داد؛ زيرا محمّد "ص" را مى نگريست كه نجات يافت؛ چشم خدا پائيدش؛ لطف خدا بر سرش سايه افكند؛ دست عنايت خدا نگهش داشت؛ مانند نسيم از ميان دشمن گذشت؛ مكّه را پشت سرگذاشت؛ به طرف شمال، به سوى يثرب....

منبع آنلاین: افضلیت علی علیه السلام نوشته عبدالفتاح عبدالمقصود

شنبه 26 اسفند 1391 :: 15:16 :: نويسنده : moludekabe

 امام حسن علیه السلام کودکی است خردسال و سخنانش برای پدر شورآفرین و گرمابخش محفل نورانی اوست. امیرالمؤمنین علیه السلام از او می خواهد سخنرانی کند تا کلامش را بشنود. خانواده اش به دستور حضرت آماده گوش فرا دادن به سخنانش می شوند. حضرت خطبه را با این کلمات آغاز می کند و می فرماید: «الحمدلله الواحد بغیر تشبیه، الدائم بغیر تکوین القائم بغیر کلفة» تا بدان جا که می فرماید: امّا بعد فانّ علیّا بابٌ من دخله کان آمنا، و من خرج منه کان کافرا اقول قولی هذا و استغفر اللّه العظیم لی و لکم؛(2) علی علیه السلام دری است که هر کس داخل آن گردد، ایمنی خواهد یافت و آن کس که از آن خارج گردد، کافر گردد. این سخن را می گویم و برای خود و شما از خدای بزرگ آمرزش می خواهم.» در این هنگام امام علی علیه السلام به پا خاست و بین دو چشم او را بوسید و فرمود: «ذریّة بعضها من بعض و اللّه سمیعٌ علیم؛(3) فرزندان و دودمانی که (از نظر پاکی و تقوا و فضیلت) بعضی از بعض دیگر گرفته شده اند و خداوند شنوای داناست.»

منبع

پنج‌شنبه 24 اسفند 1391 :: 20:47 :: نويسنده : moludekabe

 در اين پست براي شما از كتب خود جماعت مخالفين نشان مي دهيم كه در قرآن آياتي در شأن حضرت علي عليه السلام وجود دارد ، كه اهل تسنن منكر آن هستند ، سند زير آيه ۵۵ سوره مباركه مائده مي باشد كه در شأن حضرت علي عليه السلام نازل شده است.

 

اين مطلب در كتاب تفسير درالمنثور - جلد ۵ - چاپ مركز للبحوث و الدراسات العربية و الاسلامية - صفحه ۳۶۰ - تفسير سوره مائده موجود مي باشد.

تصوير زير صفحه ۳۶۰ كتاب تفسير درالمنثور مي باشد.

( توجه : براي ديدن تصوير در اندازه واقعي روي آن كليك نماييد )

حضرت-علي.jpg

ترجمه حديث : پيامبر آيه ۵۵ سوره مائده را براي صحابه تلاوت فرمودند و سپس فرمودند : هر كس من مولاي اويم ، علي مولاي اوست ، پروردگارا من دوستم با دوستدار او و دشمنم با دشمن او.

و استخراج شده از ابو شيخ ، ابن مردويه ، و ابن عساكر  از علي بن ابي طالب گفت : اين آيه  در منزل رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم بر ايشان نازل شد  : ( انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا ) تا آخر آيه. پس پيامبر از خانه خود خارج شد سپس وارد مسجد شدند ، و امدند و ديدند كه مردم نماز مي خوانند ، پس پيامبر از آن مستمند سوال فرمودند : ( اي نيازمند ، آيا كسي چيزي به تو داده است؟ ). گفت : نه ، جز آن كسي كه در حال ركوع است ، يعني علي بن ابي طالب عليه السلام ، كه انگشتر خود را به من داد.

نتيجه : ۱ ـ پس ثابت شد كه اين آيه مباركه در شأن حضرت علي عليه السلام بر پيامبر نازل شده است.

۲ ـ وقتي اين آيه نازل شد پيامبر براي مردم قرائت فرمودند و فرمودند كه علي مولاي شما است ، پس ثابت مي شود از اين آيه مباركه كه جانشين پيامبر حضرت علي مي باشد.

۳ ـ اين آيه ثابت مي كند كه در قرآن آيات زيادي درباره امام علي عليه سلام وجود دارد ، و شبهه اي كه برادران اهل تسنن ذكر مي كنند كه آيه اي در شأن ايشان موجود نيست رد مي شود.

برادران اهل تسنن لطفا عادلانه و عاقلانه قضاوت كنيد


موضوعات مرتبط: بخشش و كرم حضرت علي در ركوع نماز (از كتب اهل تسنن)

منبع

یکشنبه 20 اسفند 1391 :: 10:48 :: نويسنده : moludekabe

بيدار کننده بردگان
جرج جرداق مسيحي در بحث « بردگي » نظر علي ( عليه السلام ) و عمر بن خطاب را مقايسه نموده ، مي گويد :
« عمر گفت : مردم را چرا به بندگي گرفتيد ؟ و در حال که مادرانشان آنان را آزاده زاده اند . اين گفتار متوجه اربابان است و جز نصيحتي بيش نيست . ولي علي بن ابي طالب ( عليه السلام ) بردگان را بيدار مي کرد و مي فرمود :
« بنده ي ديگري مباش که خداوند تو را آزاد آفريده است » بلندي انديشه را بنگر » . (12)

علي ( عليه السلام ) کشته عدالت
جرج جرداق کلام رسايي درباره عدالت امام علي ( عليه السلام ) دارد : « قتل في محرابه لعدالته » علي ( عليه السلام ) به خاطر عدالت خويش در محراب نمازش کشته شد » . (13) 

منبع : راسخون

یکشنبه 20 اسفند 1391 :: 10:40 :: نويسنده : moludekabe

پهلواني در عين دليري دلسوز و رقيق القلب
بارون کاردايفو ـ دانشمند فرانسوي ـ گويد : « علي ( عليه السلام ) مولود حوادث نبود ، بلکه حوادث را او به وجود آورده بود ؛ اعمال او مخلوق فکر و عاطفه و مخيله ي خود اوست ؛ پهلواني بود در عين دليري دلسوز و رقيق القلب ، و شهسواري بود که هنگام رزم آزمايي ، زاهد از دنيا گذشته بود . به مال و منصب دنيا اعتنايي نداشت ، و در حقيقت جان خود را فدا نمود . روحي بسيار عميق داشت که ريشه ي آن ناپيدا بود و در هر جا خوف الهي او را فرا گرفته بود » . (6) 

منبع 1 و 2

یکشنبه 20 اسفند 1391 :: 10:37 :: نويسنده : moludekabe

شجاع بي همتا و قهرمان يکه تاز
بارون کارادوو ـ مورخ و محقق فرانسوي ـ گويد : « علي ( عليه السلام ) آن شجاع هبي همتا و قهرمان يکه تازي بودکه پهلو به پهلوي پيامبر مي جنگيد. و به اعمال برگزيده و معجزه آسايي قيام نمود ؛ در معرکه ي بدر ، بيست ساله بود که با يک ضرب دست ، يکه سوار قريش را دو نيم کرد؛ در احد شمشير پيامبر ( ذوالفقار ) را به دست گرفت و بر سرها ، خود ( کلاهخود ) مي شکافت و بر تن ها جوشن مي دريد ، و در يورش بر قلعه هاي يهود خيبر ، با يک دست دروازه سنگين آهنين را از جاي کند ، و آن را بالاي سر خود سپر ساخت . و اما پيامبر ( صلي الله عليه و آله ) ، او را بسيار دوست مي داشت و به او بسي وثوق داشت . روزي به سوي علي ( عليه السلام ) اشاره کرد و گفت : « من کنت مولاه فعلي مولاه » . (8) 

یکشنبه 20 اسفند 1391 :: 10:33 :: نويسنده : moludekabe


در وصف خوبیهای امام علی (ع) هرچه گفته اند و بگویند کم است. احادیث بسیاری از رسول اکرم (ص) نشانگر آن است که امیرالمومنین علی (ع) بهترین فرد تاریخ انسانیت و با تقواترین انهاست. در عدالت، شجاعت، کرامت، عبادت، رشادت، عالم بودن، رستگاری، فصاحت، بلاغت و بسیاری دیگر از صفت های امام علی (ع) کتابها و مقاله های بسیاری نوشته شده است. سخنان بزرگان دین و علم در طول تاریخ نشان از مجبوبیت علی نزد مسلمان و غیر مسلمان دارد.

در اینجا تنها به مختصری درباره شجاعت علی (ع) اکتفا می کنیم. شجاعتی که همواره برای کسب رضای خداوند مهربان و کمک به بندگان او مورد استفاده قرار می گرفت. باشد که در مجال دیگری قطره ای دیگر از خوبیهای علی (ع) را یادآور شویم.


قوت قلب على علیه السلام كه از ایمان و یقین وى سرچشمه مى‏گرفت در هیچ ‏بشرى دیده نشده است، روزى در جنگ صفین به چهره خود نقاب زده و به صورت یك فرد ناشناس در جلو صفوف شامیان مبارز می‌طلبید پس از آنكه گروهى از مبارزان شام را به خاك هلاكت افكند معاویه به عمرو عاص گفت: این شجاع قوی‌دل كیست؟

عمرو گفت یا عبدالله ابن عباس است! و یا خود على است معاویه گفت چگونه میتوان تشخیص داد؟


عمرو گفت: ابن عباس مرد شجاعى است ولى در مقابل حمله عمومى سپاه به این انبوهى نمیتواند مقاومت كند تمام سپاهیان را فرمان حمله بده. كه از جاى بجنبند و به این جنگجو حمله كنند اگر رو گردانید ابن عباس است و اگر ثابت و پا بر جا ماند على است زیرا على از تمام عرب اگر به مقابله‏اش برخیزند رو نمیگرداند چه رسد به سپاه تو.

معاویه براى آزمایش فرمان حمله عمومى داد و تمام سپاه او به حركت در آمد اما آن مبارز چون كوه آهنین در جاى خود ثابت و برقرار بود آنگاه فهمیدند كه على علیه السلام است پیكار میكند لذا فرمان عقب نشینى دادند.

وقتى صداى على علیه السلام در میدانهاى جنگ بلند می‌شد دل و زهره قهرمانان آب می‌گردید و لرزه بر اركان وجود آنها می‌افتاد. در جنگهاى جمل و صفین غالب اوقات یك تنه خود را بر سپاهیان مخالف میزد و صفوف آنها را متلاشى كرده و پراكنده میساخت.

به تصدیق دوست و دشمن على علیه السلام كرار غیر فرار و اسدالله الغالب و غالب كل غالب بود، زره آن حضرت كه به منزله لباس جنگ او بود مانند پیشبندى فقط با چند حلقه در شانه‏هاى او به هم وصل میشد و به كلى فاقد قسمت پشت بود علت این امر را از وى سؤال كردند فرمود: من هرگز پشت به دشمن نخواهم نمود در این صورت احتیاجى به پشت بند زره ندارم. سعدى گوید: مردى كه در مصاف زره پیش بسته بود تا پیش دشمنان نكند پشت بر غزا در یكى از جنگها فرماندهان على علیه السلام از آن حضرت پرسیدند كه اگر جنگ مغلوبه شد و صفوف ما از هم پاشیده شد ما بعدا شما را كجا پیدا كنیم خوبست قبلا نقطه الحاقى تعیین شود تا همه به آن نقطه گرد آیند. على علیه السلام فرمود شما مرا در هر كجا رها كنید من در همانجا خواهم بود و از جاى خود تكان نخواهم خورد.



یكى از اصحاب على علیه السلام خدمت آن حضرت عرض كرد كه براى میدانهاى جنگ اسبى تندرو و چالاك ابتیاع كنید كه چنین اسبى صاحب خود را در مهلكه‏ها نجات می‌دهد على علیه السلام فرمود من هرگز از جلو دشمن فرار نخواهم كرد تا با اسب تند رو از ورطه خطر دور شوم و دشمن فرارى را نیز تعقیب نخواهم نمود تا بخواهم زودتر به او برسم بنا بر این مركب من هر چه باشد اهمیتى ندارد.



ابن ابى الحدید گوید: على علیه السلام شجاعى بود كه نام گذشتگان را محو كرد و محلى براى آیندگان باقى نگذاشت، در قوت ساعد و نیروى بازو نظیرى نداشت و یك ضربت او براى قوى‏ترین شجاعان مرگ و هلاكت را پیش می‌آورد چنانكه هیچ مبارزى از دست او جان سالم بدر نبرد و شمشیرى نزد كه احتیاج به دومى داشته باشد و هر رزمجوى دلاورى را كه می‌كشت تكبیر می‌گفت و در لیلة الهریر شماره تكبیراتش به 523 رسید و معلوم گردید كه 523 نفر از ابطال نامى را در آن شب به دیار عدم فرستاده است. در جنگ احد پس از آن كه مردان رزمى قبیله بنى عبد الدار به دست آن حضرت كشته شدند غلامى از آن قبیله كه حبشى بود و صواب نام داشت در حالی كه بسیار خشمگین و دهانش كف زده بود سوگند یاد كرد كه به جاى كشته شدگان قبیله خود شخص محمد صلى الله علیه و آله را خواهم كشت! این غلام ضمن اینكه شجاع بود جثه بزرگى هم داشت لذا مسلمین از او ترسیدند و جرأت مبارزه با او را نداشتند، على علیه السلام چنان ضربتى بر او زد كه او را از كمر دو نیم نمود به طوری كه بالا تنه‏اش به زمین افتاد و نیم پائین در حال ایستاده ماند هر دو لشگر متعجب و مبهوت شدند.



در تمام جنگها مجاهد فى سبیل الله بود و اندوه و پریشانى مسلمین با وجود وى زائل میگشت، وقتى دست به قبضه ذوالفقار میبرد پیروزى مسلمین محرز و مسلم میشد و هنگامی كه پیغمبر صلى الله علیه و آله را از طرف مشركین غم و اندوهى می‌رسید و سپاهیان مخالف براى قتل او تصمیم میگرفتند وجود على علیه السلام باعث برطرف شدن غم و اندوه پیغمبر می‌گردید و به همین جهت او را الكاشف الكرب عن وجه رسول الله گفتند.



شجاعت و نیروى بازوى على علیه السلام اظهر من الشمس بود و مخالفین و دشمنانش نیز او را به شجاعت می‌ستودند، مشهور است كه با دو انگشت سبابه و وسطى گردن خالد بن ولید را فشار داد به طوری كه خالد نعره زد و نزدیك به هلاكت بود. در غزوات پیغمبر صلى الله علیه و آله بسیار اتفاق افتاده بود كه على علیه السلام در مقابل دشمنان ایستادگى كرده بود و اگر آن حضرت نبود كار مسلمین یكسره می‌شد.



در قاموس زندگانى على علیه السلام كلمه ترس معنى و مفهومى نداشت او نه از جنگ میترسید و نه از مرگ وحشت میكرد در سراسر زندگانى خود با مرگ و خطر هم آغوش بود و بارها میفرمود : والله لابن ابیطالب آنس بالموت من الطفل بثدى امه؛ به خدا سوگند پسر ابیطالب به مرگ بیشتر از طفل شیرخوار به پستان مادرش مأنوس و مشتاق است.



مصدر: www.tebyan.net 

منبع

شنبه 19 اسفند 1391 :: 13:47 :: نويسنده : moludekabe

من کنت مولاه فهذا علی مولاه

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم:

فَقالَ وَالْمَلَأُ أَمامَهُ:

مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ، اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ، وَعادِ مَنْ عاداهُ، وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ، وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ،

(فرازهایی از دعای شریف ندبه)

پس رسول اكرم در حالى كه امّت همه در پیش بودند؛ فرمود:

هر كس كه من پیشوا و دوست و ولىّ او بودم؛ پس از من، على مولا و امام و پیشواى او خواهد بود. بارالها دوست بدار هر كه على را دوست بدارد و دشمن بدار هر كه على را دشمن بدارد و یارى كن هر كه على را یارى كند و خوار ساز هر كه على را خوار سازد.

منبع

شنبه 19 اسفند 1391 :: 13:28 :: نويسنده : moludekabe

فضایل علی ابن ابیطالب علیه السلام 

شنبه 19 اسفند 1391 :: 13:12 :: نويسنده : moludekabe

میسر نگردد به کس این سعادت

به کعبه ولادت به مسجد  شهادت 

ولایة علی ابن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی

پيوندها
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران