|
فضائل امیرالمومنین علی ابن ابیطالب علیه السلام علی مع الحق والحق مع علی،لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار درباره وبلاگ سلام علیکم و رحمة الله و برکاته قال الله تعالی: ولایة علی ابن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی دوستی علی ابن ابیطالب (علیه السلام) قلعه من است پس هرکس وارد قلعه ام شود از عذابم در امان است. بخونید و حض کنید و به داشتن پیشوایی چون امیر المومنین حیدر کرار مولی الموحدین امام علی ابن ابیطالب علیه آلاف التحیة والثناء افتخار کنید. الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة علی ابن ابیطالب علیه السلام شکر مخصوص خداوندی است که ما را از دوستداران علی ابن ابیطالب علیه السلام قرار داد. آخرین مطالب آرشيو وبلاگ نويسندگان جمعه 18 اسفند 1391 :: 13:26 :: نويسنده : moludekabe
پس از دعوت آشكار پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله قريش از ابوطالب خواستند تا نزد پيامبر صلی الله عليه و آله رود و به او اعلام كند كه اگر مال میخواهد به او بدهند، اگر پادشاهی میخواهد دورش جمع شوند و پادشاهی كند و...، ولی دست از دعوتش بردارد. پيامبر اكرم پس از شنيدن سخنان آنان فرمود: «والله يا عماه لو وضعوا الشمس فی يمينی و القمر فی شمالی علی ان اترك هذا الامر حتی يظهره الله او اهلك فيه ما تركته (10)؛ عمو جان به خدا سوگند اگر خورشيد را در كف راستم و ماه را در كف چپم قرار دهند كه از تبليغ آيين خود دست بردارم، هرگز دست برنخواهم داشت تا يا خداوند اين دين را ياری كند و يا در راه آن جان دهم.» آنها عاجز شدند و به آزار و اذيت ضعفا پرداختند و آنها را شكنجه میكردند. پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله دستور به هجرت داد. عدهای به سرپرستی جعفر بن ابی طالب از راه دريای سرخ به حبشه رفتند. قريش با يكديگر هم قسم شدند تا با بنی هاشم خريد و فروش نكنند، در يك مجلس ننشينند، سخن نگويند و... به همين دليل وقتی كه هوا تاريك میشد و همه میخوابيدند، ابوطالب جای پيامبر صلی الله عليه و آله را با حضرت علی عليه السلام تعويض میكرد تا اگر پيامبر صلی الله عليه و آله را نشانه گرفتند، مصون بماند. روزی علی عليه السلام به پدر گفت: من كشته میشوم. ابوطالب فرمود: «در راه حبيب كشته میشوي.» حضرت فرمود: «نخواستم بگويم راضی نيستم. خواستم بگويم من میدانم كه در راه حبيب كشته میشوم.» جمعه 18 اسفند 1391 :: 13:24 :: نويسنده : moludekabe
بعد از وفات ابوطالب، آزار قريش زياد شد و پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله مأموريت يافت تا از مكه به مدينه هجرت كند. قريش در دارالندوه گرد هم جمع شده و تصميم گرفته بودند كه شبانه از هر قبيله يك نفر جمع شوند و يك باره بر پيامبر صلی الله عليه و آله حمله كنند و او را بكشند تا خونش در قبايل پخش شود و قاتل معلوم نباشد. ابولهب نيز در اين جمع شركت كرده بود. جبرئيل امين دستور هجرت را برای پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله آورد. و پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله تصميم بر هجرت گرفت. آن شب كه دور خانه پيامبر صلی الله عليه و آله را محاصره كرده بودند، علی عليه السلام را به جای خود خواباند تا فدايی او باشد. حضرت علی عليه السلام عرض كرد: «اگر من جای شما بخوابم شما سالم میمانيد؟» فرمود: بله. علی به جای او خوابيد تا به شهادت برسد ولی پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله سالم بماند. پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله كفی از خاك برداشت و بر سر مشركان ريخت و رفت و آنها او را نديدند. جمعه 18 اسفند 1391 :: 13:22 :: نويسنده : moludekabe
قريش به تلافی جنگ بدر و برای خونخواهی كشته شدگان خود به طرف مدينه حركت كردند. پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله نيز از مدينه بيرون آمد و دو لشگر در مقابل هم قرار گرفتند. در آن زمان قهرمانان، علمدار میشدند. (در ماجرای عاشورا نيز چون حضرت ابوالفضل قهرمان بود، علمدار شد) اگر علم به زمين میافتاد، لشكريان فرار میكردند. در احد، نه نفر از قهرمانان قريش يكی پس از ديگری علم برداشتند. هر يك از آنان كه علم را بر میداشت، علی عليه السلام او را با شمشير به درك میفرستاد. با كشته شدن نهمين نفر، لشكر قريش شكست خورد.
جمعه 18 اسفند 1391 :: 13:19 :: نويسنده : moludekabe
در جنگ بدر هزار مرد جنگی قريش در مقابل ارتش سيصد و سيزده نفری پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله قرار گرفت. ياران پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله آماده جنگ نبودند بلكه فقط برای گرفتن قافله قريش آمادگی داشتند. دراين جنگ هفتاد نفر از قريش كشته شدند كه 35 نفر از آنان را علی عليه السلام كشته بود. اين 35 نفر نه از آدمهای عادی بلكه از قهرمانان و سران قريش بودند. جمعه 18 اسفند 1391 :: 13:16 :: نويسنده : moludekabe
در جنگ خندق، قريش با ده هزار نفر آمدند. پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله و مسلمانان برای حفظ مدينه، با تعليم سلمان فارسی خندقی حفر كردند تا ارتش دشمن نتواند وارد مدينه شود. عمرو بن عبدود كه با هزار سوار برابر بود با اسب از خندق پريد. اصحاب پيامبر صلی الله عليه و آله از رويارويی با او هراس داشتند. عمرو به آنها نگاه میكرد و میگفت: «شما میگوييد: هر كس از شما توسط ما كشته شود، به بهشت میرود. آيا از شما كسی نيست كه بخواهد بهشت برود؟» كسی پاسخ او را نمیداد تا اين كه گفت: «ولقد بححت عن النداء بجمعكم هل من مبارز؛ بس كه فرياد كشيدم و در ميان جمعيت شما مبارز طلبيدم، صدايم گرفت!» همه میترسيدند، تا اين كه پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله فرمود: «چه كسی به جنگ او میرود؟ علی عليه السلام فرمود: «من». پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله عمامه خود را بر سر او بست. علی عليه السلام وقتی با عمرو مواجه شد، به او گفت: «تو گفتهای كسی كه به مبارزه من درآيد، از سه حاجت او يك حاجت را اجابت میكنم. اينك من حاجاتم را میگويم. 1- بيا و مسلمان شو. گفت نمیشود. 2- لشكرت را بردار و برگرد. گفت: نمیشود. 3- تو سواری و من پياده، پياده شو تا بجنگيم. گفت: خيال نمیكردم در عرب كسی چنين آمادگی يا چنين خواستهای داشته باشد. عمرو پياده شد و اسب خود را پی كرد. با شمشير به حضرت علی عليه السلام حمله كرد. حضرت علی عليه السلام سپرش را مقابل ضربه او گرفت، سپرش دو نيم شد و شمشير به سر حضرت علی عليه السلام اصابت كرد. همانجا كه بعدها مورد اصابت شمشير ابن ملجم قرار گرفت. حضرت علی عليه السلام نيز شمشيری به پای عمرو زد. او بر روی زمين افتاد و حضرت علی عليه السلام روی سينه اش نشست. اگر مسلماني، كافری را میكشت، تمام لباس و وسايل او را بر میداشت و مال او بود. ولی حضرت اين كار را نكردند. وقتی خبر به خواهر عمرو رسيد گفت: اگر لباسهای برادرم را در آورده بودند تا آخر عمر برای او گريه میكردم ولی آن كه عمرو را كشت پسر ابوطالب با اين بزرگواری است.»(11) جمعه 18 اسفند 1391 :: 13:10 :: نويسنده : moludekabe
پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله در جنگ هايی كه نزديك مدينه بود، علی را با خود میبرد و در مدينه كسی را كه بعد از پيامبر صلی الله عليه و آله هوای رياست نداشته باشد، میگذاشت تا نماز جماعت بخواند. افرادی چون ابنام مكتوم كور، ابن مسعود و... در غزوه تبوك مسافرت پيامبر صلی الله عليه و آله دو ماه طول میكشيد و نمیشد كه پيامبر صلی الله عليه و آله مركز اسلام را دو ماه تنها بگذارد، يا به دست افرادی بسپرد كه قبلاً میسپرد. در اين غزوه، پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله، علی عليه السلام را فرماندار مدينه كرد. منافقين گفتند: «مَلَّ ابن عمه؛ از پسر عمويش ملول شد.» حضرت امير عليه السلام لباس جنگ پوشيده و به پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله ملحق شد. پيامبر صلی الله عليه و آله فرمود: «ما بال ابن ابی طالب؛ پسر ابوطالب را چه میشود؟» حضرت عرض كرد: «منافقين گفتند: «مل ابن عمه». در صحيح بخاری آمده است كه پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله فرمود: «اَماترضی ان تكون منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لا نبی بعدي(13)؛ آيا خشنود نمیشوی كه به منزلتت نزد من مانند منزلت هارون نيست به موسی عليه السلام باشد جز اين كه [هارون نبی بود ولي] نبوت با من ختم میشود.»جمعه 18 اسفند 1391 :: 13:07 :: نويسنده : moludekabe
يهوديان مردمانی ثروتمند و بسيار سركش و آزار دهنده بودند. پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله مأمور به جنگ خيبر شد. قهرمانی به نام مرحب داشتند كه به جای سپر، برای لرزاندن قلب طرف، سنگ روی سر میگذاشت. حضرت رسول صلی الله عليه و آله روز اول ابوبكر را با ارتش برای جنگ با آنان فرستاد. آنها رفتند و شكست خورده برگشتند. در باره او نوشته شده كه «يجبّن اصحابه و يجبونه؛ ابوبكر به سپاهيانش میگفت: شما ترسو بوديد و آنها میگفتند تو ترسو بودي.» روز دوم عمر با لشكريانش رفت و بعد از شكست و بازگشت، همان سخنان تكرار شد.(12) شب سوم پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله فرمود: «لابعثن غدا رجلاً يحب الله و رسوله و يحبه الله و رسوله كرار غير فرار.» هر يك از صحابه تا صبح به اميد اين كه خودش همان فرد مورد نظر باشد، صبح كرد. هنگام صبح پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله فرمود: «اَيْنَ عَلي؛ علی كجاست؟ گفتند: علی چشم درد دارد. فرمود: علی عليه السلام را بياوريد. او را آوردند. پيامبر صلی الله عليه و آله آب دهان به چشم او ماليد و خوب شد به صورتی كه حضرت امير میفرمود: تا آخر عمر ديگر چشم درد نديدم. جمعه 18 اسفند 1391 :: 13:04 :: نويسنده : moludekabe
شريعت اسلام كه از حضرت آدم تا حضرت نبی خاتم صلی الله عليه و آله بر پيامبران الهی عليهم السلام نازل شده تا آن را به مردم ابلاغ كنند، در عصر نبی خاتم صلی الله عليه و آله و بعد از تعيين علی بن ابی طالب عليه السلام در حجة الوداع و در غدير خم كامل شد. «اليوم اكملتُ لكم دينكم و اتممتُ عليكم نعمتی و رضيتُ لكم الاسلام دينا؛(1) امروز دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آيين شما پذيرفتم.» پيوندها |
|||
|
|