فضائل امیرالمومنین علی ابن ابیطالب علیه السلام
علی مع الحق والحق مع علی،لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار
درباره وبلاگ


سلام علیکم و رحمة الله و برکاته قال الله تعالی: ولایة علی ابن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی دوستی علی ابن ابیطالب (علیه السلام) قلعه من است پس هرکس وارد قلعه ام شود از عذابم در امان است. بخونید و حض کنید و به داشتن پیشوایی چون امیر المومنین حیدر کرار مولی الموحدین امام علی ابن ابیطالب علیه آلاف التحیة والثناء افتخار کنید. الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة علی ابن ابیطالب علیه السلام شکر مخصوص خداوندی است که ما را از دوستداران علی ابن ابیطالب علیه السلام قرار داد.
نويسندگان
یکشنبه 03 آذر 1392 :: 19:40 :: نويسنده : moludekabe

 

یکی از کرامات و مناقب امیر المومنین علی بن ابی طالب(ع) واقعه رد شمس است . امام صادق(ع) میفرماید:روزی  پیامبر خدا نماز عصر خود  را خواند که علی آمد(و در نزد ایشان نشست ) پیامبر برای استراحت سر مبارکشان را بر دامن علی گذاشتند وبه خواب رفتند .هنگامی  سر از دامن علی برداشتند که خورشید غروب کرده بود از علی پرسیدند :ای علی نماز عصر را نخوانده ای ؟ گفت : نه یا رسول الله . پیامبر خدا فرمود : خداوندا علی در کار اطاعت تو بود خورشید را برایش برگردان . در این هنگام خورشید  بازگشت . بی شک  چنین واقعه ای نمی تواند در حق افراد عادی صورت بپذیرد امام علی (ع) در بیان این منقبت خود می فرماید :خداوند که خجسته و والاست خورشید را دو بار برای من برگرداند و بجز برای من برای هیچ کس از امت محمد(ص)  چنین نکرد . اسما بنت عمیس که خود شاهد یکی از موارد رد شمس بوده است می گوید : من خورشید را دیدم که چگونه پس از غروب نمودن طلوع کرد تا آنکه علی نماز عصرش را خواند. چنین واقعه ای در دوران خلافت آن حضرت نیز پیش آمد کرده است جویریه بن مسهر می گوید : همراه امیر مومنان علی بن ابی طالب از جنگ نهروان بر می گشتیم تا آنکه به هنگام نماز عصر به سرزمین بابل رسیدیم. امیر مومنان پیاده شدند ویارانشان نیز پیاده  شدند . علی (ع) فرمود : ای مردم این زمینی است که نفرین شده و دو بار مورد عذاب واقع شده وسومی را انتظار می کشد و این یکی از سرزمین های واژگون شده است . ونیز اولین سرزمینی است که در آن بت پرستیده شده است و بر هیچ پیامبرو وصی پیامبری حلال نیست که در آن نماز بخواند . هریک از شما که می خواهد در اینجا نماز بخواند. مردم پراکنده شده ونماز گزاردند ولی آن حضرت براستر پیامبر خدا سوار شده و به راه افتاد با خود گفتم :سوگند به خدا از امیرمومنان پیروی خواهم کرد و امروز در نمازم از او تقلید خواهم نمود . بنا بر این در پی آن حضرت به راه افتادم هنوز از پل "سوراء" نگذشته بودیم که خورشید غروب کرد .  من به تردید افتادم (که چرا علی ع نماز خود را نخواند). ایشان رو به من کرد و فرمود : ای جویریه آیا تردید کردی؟ گفتم : آری ای امیر مومنان . حضرت در جایی پیاده شد و وضو گرفت  و آنگاه ایستاد و سخنی گفت که نفهمیدم گویی به زبان عبری بود . آنگاه فرمود : نماز . سوگند به خدا خورشید را دیدم که با خروش وهیاهویی از بین دو کوه بیرون آمد . آن حضرت نماز عصر را خواند و من هم  با ایشان نماز گزاردم وچون از نماز فارغ شدیم شب همانگونه که بود بازگشت. 
آنگاه علی(ع) رو به من کرد و فرمود :...من از خداوند به اسم اعظمش درخواست کردم که خورشید را برایم برگرداند. وقتی جویریه این واقعه را دید گفت :سوگند به پروردگار کعبه که تو وصی پیامبر(ص)هستی .

تحقیقی پیرامون حدیث رد شمس 
آنچه گذشت ودهها نمونه دیگر که از طرق مختلف شیعه و سنی نقل شده است فضیلتی سترگ را برای امیرمومنان علی (ع( 
رقم زده است. حادثه بسی شگفت است و به واقع،فهم ، دریافت و پذیرش آن جز برای دلدادگان حق و فروتنان در برابر حقیقت ،بسی دشوار. گرچه آنان که فضیلت ستیزی را محور زندگی خود ساخته و از قبول هر آنچه عنوان فضیلت مولا را داشته سر باز زده اند می کوشند تا با توجیه های نا موجه از عظمت این واقعه بکاهند ولی محققان ومحدثان و مورخانی سخت کوش و حق مدار (از شیعه و  سنی ) کوشیده اند تا با گزارش طرق مختلف نقل حادثه و ثبت و ضبط دقیق آن ،از ساحت حق دفاع کنند . در این مجال اندک به یررسی  اجمالی گستره نقل و شهرت این حدیث می پردازیم .


گستره نقل و شهرت حدیث رد شمس 
حدیث رد شمس به راستی شهره آفاق است و از همان روزگاران وقوع به گستردگی نقل شد و افراد بسیاری به ثبت وضبط آن پرداختند.

1- صحابیان : 
جمعی از صحابیان جریان رد شمس را گزارش کرده اند که ده تن از برجسته ترین آنها عبارتند از: 
امام علی(ع)، امام حسین(ع)،اسماء بنت عمیس، عبد الله بن عباس ، انس بن مالک ،ابو رافع ،ابوسعید خدری ،جابر بن عبدالله انصاری ،ابوهریره و ام سلمه .

2- مولفان : 
بسیاری از محققان و مولفان ، تک نگاری هایی را در این زمینه سامان داده اند و بدین سان در میان آثار مکتوب ، مجموعه ای فخیم و خواندنی را درباره یکی از برجسته ترین فضایل مولا رقم زده اند که برخی از آنان عبارتند از: 
ابو بکر وراق ،ابوالحسن شادان فضلی ،حافظ ابو الفتح محمد بن حسین ازدی موصلی ،ابو القاسم حاکم بن حذاء حسکانی نیشابوری حنفی ،ابو عبدالله حسین بن علی بصری بغدادی ، ابو موید موفق بن احمد و ...

3- گزارش کنندگان : 
بسیاری از عالمان و محدثان اهل سنت حدیث رد شمس را گزارش کرده اند و برخی افزون بر گزارش ،بر صحت و استواری آن نیز تاکید کرده اند . علامه امینی(ره) در کتاب الغدیر چنین می نویسد : 
"مجال یاد کرد همه آن متون و طرق و اسناد نیست چرا که خود نیازمند کتابی سترگ است ..."   
آن گاه نام چهل و سه تن را یاد می کند .

4- تصدیق کنندگان : 
برخی از محدثان علاوه بر نقل این واقعه به تایید و دفاع از نظریه صحت آن نیز پرداخته اند : 
الف - احمد بن صالح طبری مصری که از محدثان قرن سوم و از مشایخ بخاری است درباره این حدیث که یک طریق آن به اسماء میرسد می گوید " بر کسی که درراه دانش گام می زند سزاوار نیست که از حدیث اسماء از پیامبر روی برتابد چون این روایت از مهمترین نشانه های پیامبری است . 
ب – ابو جعفر احمد بن محمد طحاوی نیز پس از نقل این حدیث و در مقام دفاع از آن می گوید "همه این احادیث از نشانه های پیامبران است "ونیز دانشمندانی چون ابن حجر عسقلانی ، جلال الدین سیوطی و ابن حجر هیثمی


رد شمس برای اوصیای دیگر پیامبران

نکته ای که پیرامون این واقعه در خور توجه است این است که گرچه رد شمس در امت اسلام برای هیچ احدی جز علی(ع)واقع نشد ولی در امم پیشین و برای اوصیای دیگر پیامبران به عنوان موید وگواه صدق رخ داده است و در واقع اگر این واقعه برای علی(ع) اتفاق نمی افتاد جای تعجب داشت . در کتاب مناقب آل ابی طالب آمده است " به طرق فراوان ،از ابن عباس نقل شده است که خورشید ، جز برای سلیمان (وصی داود ) ،یوشع (وصی موسی) و علی بن ابی طالب (وصی محمد ) – که درود خدا بر همه آنان باد – برنگشته است.

___________________

1- قرب الاسناد :175/644. 
2- الخصال :580/1. 
3-المعجم الکبیر :24/152/391.المناقب :987/141. 
4- الفقیه :1/203/611. 
5- الغدیر :3/185-202. 
6- مشکل الاثار :2/11. 
7- مشکل الاثار :2/11. 
8- فتح الباری :6/221.الدر المنتثره :104/99.کشف اللبس عن حدیث رد الشمس :89 و 108.الصواعق المحرقه :128. 
9- المناقب : 2/318.بحار الانوار :41/175/10.

 
پایگاه استاد حسین انصاریان

منبع: پایگاه حوزه

http://www.erfan.ir/article/article.php?id=308

یکشنبه 03 آذر 1392 :: 19:37 :: نويسنده : moludekabe

ضراره بن ضمره که از یاران و خواص امیر مؤمنان علیه السلام بود بر معاویه وارد شد و معاویه خواست که او را دستگیر کند و به قتل رساند اما چون زهد و تقوا اشتغال او به آخرت را دید صرف نظر کرد و خواست او را بیازماید، گفت: على را برایم توصیف کن. ضرار گفت: مرا معاف دار. گفت: تو را به خحق او سوگند مى‏دهم که او را توصیف کنى. ضرار گفت: حال که ناگزیرم، گویم: به خدا سوگند او بسیار دور اندیش و نیرومند بود، به عدالت سخن مى‏گفت و با قاطعیت فیصله مى‏داد. علم از جوانبش مى‏جوشید و حکمت از زبانش فوران داشت، از زرق و برق دنیا وحشت داشت و با شب و تنهایى آن مأنوس بود، آن بزرگوار ـ که درود خدا بر او باد ـ بسیار اشک مى‏ریخت و فراوان فکر مى‏کرد، لباس زبر و درشت و غذاى مانده فقیرانه را مى‏پسندید، در میان ما که بود مانند یکى از ما بود، اگر چیزى از او مى‏خواستیم مى‏پذیرفت و اگر از او دعوت مى‏کردیم قدم رنجه مى فرمود، با این همه که به ما نزدیک بود و ما را با خود نزدیک مى‏ساخت چندان با هیبت بود که در حضورش جرأت سخن گفتن نداشتیم.

یکشنبه 03 آذر 1392 :: 19:31 :: نويسنده : moludekabe

از خانه ساده علی علیه السلام که سادگیش به صافی آینه و محل تجمع اهل بیت بود.

از لباسش که خود می گفت آن قدر وصله به آن خورده که از وصله زننده اش برای وصله ی مجدد آن خجالت می کشم؟

از کفش پاره اش که در نظر او از حکومت گرامی تر می نمود مگر اینکه در سایه ی آن بتواند حقی را زنده کند.

از خوراک علی علیه السلام که بر کیسه ی نان خشک خود، مهر می نهاد تا مبادا فرزندانش اندکی آن را چرب نمایند؟

از حکومت علی علیه السلام که بر پایه ی عدالت و انصاف استوار است و دانه جویی را به ظلم از دهان مورچه ای نمی گیرد؟

از گران سنگی شخصیتیش که هم تراز با قرآن قرار گرفته است "انی تارک فیکم الثقلین"

 

از احتیاط علی علیه السلام که به کارگزارانش درباره ی گزارش نوشتن می فرمود: نوک قلم هایتان را باریک کنید و فاصله ی بین سطرهایتان را کم نمایید و از حرف های اضافه صرفنظر کنید و منظور رابرسانید و برحذر باشید از زیاده روی! چرا که اموال مسلمانان اسراف بر نمی دارد؟

از عبارت علی علیه السلام که در واپسین روزهای حیاتش، وقتی که آن حضرت را پس ازضربت خوردن به خانه می بردند نگاهی به محل طلیعه ی فجر افکند و فرمود: ای صبح تو شاهد باش که علی را فقط اکنون دراز کشیده می بیینی!

 از تقوای علی علیه السلام که چون در بیت المال به سراغش آمدند پرسید با امیرالمؤمنین کار دارید یا با علی؟ و چون پاسخ داد با علی، شمع بیت المال را خاموش کرد و شمع خود را برافروخت.

از شجاعت علی علیه السلام که خود بارها می فرمود اگرتمامی اعراب برای جنگ با من صف آرایی کنند به آنها پشت خواهم کرد.

از یتیم نوازی و مسکین خواهی و اسیر دوستی امیرالمؤمنین...

از صبر علی علیه السلام که پس از جریان غصب خلافت و در طی 25 سال دوره ی خلافت نا حق خلیفگان صبر کردند و به گفته ی خودشان صبری که گویا در دیدگانم خار و در گلویم استخوان فرو رفته است.

از علم و آگاهی علی علیه السلام که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: من شهر علم هستم و علی در آن است پس هر که می خواهد به شهر وارد شود باید از درش وارد شود.

 http://www.kanoon-ansar.ir/component/content/article/60-emam-ali/1553-%D9%81%D8%B6%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85.html

یکشنبه 03 آذر 1392 :: 19:26 :: نويسنده : moludekabe

یکی از فضیلتهای خاص حضرت علی علیه السلام فضیلتی است که ایشان و 12 معصوم دیگر با پیامبردر آن فضیلت شریکند و اون خلقت نوری حضرت علی علیه السلام است.

روایت می فرماید: چندین هزار سال قبل از خلقت آدم علی نبیا و آله و علیه السلام خداوند با عظمت ترین خلقت خود را انجام داد و نوری را آفرید که آن نور را پس از خلقت آدم علی نبیا و آله و علیه السلام در صلب ایشان قرار داد و سپس این نور از صلب پاک دیگری منتقل شد تا سرانجام به صلب عبدالمطلب رسید و در آنجا به دو بخش تقسیم شد. بخشی در صلب عبد قرار گرفت و در رحم آمنه طلوع کرد و بخشی در صلب جناب ابوطالب پدر علی علیه السلام قرار گرفتن و در رحم فاطمه بنت اسد طلوع نمود.

یکی از فضیلتهای انحصاری حضرت علی علیه السلام محل ولادت اوست. هیچ یک از مخلوقات از پیامبران بزرگ و اوصیای گرامی آنها به این ویژگی یا صفت مفتخر نبوده اند و تا قیامت نیز نخواهند بود.

هنگام تولد حضرت عیسی علیه السلام به حضرت مریم خطاب شد که از خانه خارج شو! اینجا خانه ی عبادت است و ولایت اما برای فاطمه بنت اسد دیوار خانه کعبه شکافته شد و ندا آمد "ای فاطمه! وارد شو" و پس از ورود بانوی بزرگوار دیوار دوباره بسته شد و تا سه روز فرزند میهمان خدای متعال بودند.

حالا به دو تا صفت از حضرت علی علیه السلام که توسط پیامبر این صفات به ایشان منسوب شده می پردازیم که این صفات هم حتی از فضائل حضرت علی علیه السلام به شمار می رود. صفاتی که شاید بارها و بارها آنها را دیده و شنیده باشیم اما کمتر به معنی اش توجه کردیم.

اولین صفت، صفت قائد الغرالمجلین است که در معنای تحت اللفظی به معنی رهبر سفید رویان در جمال فرورفته تعبیر می شود- غرالمجلین یعنی سفیدرویانی که زیبایی و تابناکی شان در جمال و فتاب فرورفته است. یعنی صفات باطنی تابناکشان قابل دیدن نمی باشد حالا از حضرت علی علیه السلام به عنوان رهبر این افراد نام برده است. علی علیه السلام رهبر و سرآمد افرادی است که صفات باطنی تابناکشان در زیر پرده پنهان شده است جوری که پیامبر می فرماید: اگر علی علیه السلام نقاب از چهره بردارند هر آینه مردم در مقابل ایشان به سجده می افتند.

و در روایتی هم داریم که حضرت رسول(صلی الله علیه و آله وسلم) بعد از غزوه ی ذات السلاسل چنین فرمودند که:

یا علی! اگر نگران نبودم که گروه هایی از امت من، در حق تو سخنی بگویند که مسیحیان در حق حضرت عیسی گفته بودند امروز سخنی در مدح تو می گفتم که بر هیچ گروهی نگذری مگر اینکه خاک زیر پای تو را برای تبرک بردارند و از افزودن آب وضوی تو شفا طلبند.

صفت دیگر ایشان صفت یعسوب المؤمنین است.

یعسوب در زبان عرب به ملکه گفته می شود. ملکه ی زنبور عسل هم مادر زنبوران است و هم مربی و کنترل کننده کندوی عسل است. همه ما کم و بیش با وظیفه ی زنبور عسل آشنایی داریم- در قرآن هم در سوره نمل به این موضوع اشاره شده است. کار زنبور عسل این است که از شهد گلهای مختلف بخورد و در کندو عسلی را پدید بیاورد که شفایی برای مردم باشد. از این توصیفات چند نکته معلوم می شود اول اینکه اگر اتفاقی در کندو بیفتد و عسل خوبی به وجود نیاید همه ی این مشکلات به ملکه بر می گردد و او مسئول است. دوم اینکه طبق این توصیف تکلیف مؤمنین هم روشن شده است یعنی گفته شده که مؤمنین باید مثل زنبور عسل باشند یعنی عسل تحویل بدهند، عسلی که شفا باشد.

http://www.kanoon-ansar.ir/component/content/article/60-emam-ali/1553-%D9%81%D8%B6%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85.html

یکشنبه 03 آذر 1392 :: 19:23 :: نويسنده : moludekabe

فضیلت دیگرى براى امام (ع )

پس از بناى مسجد النبى , یاران پیامبر (ص ) در اطراف مسجد براى خود خانه هایى ساخته بودند که یکى از درهاى آنها رو به مسجد باز مى شد. پیامبر گرامى به فرمان خدا دستور داد که تمام درهایى را که به مسجد باز مى شد ببندند,جزدر خانهء على بن ابى طالب را. این مطلب بر بسیارى از یاران رسول خدا گران آمد, از این رو پیامبر (ص 9بر منبر رفت وچنین فرمود: 
خداوند بزرگ به من دستور داده است که تمام درهایى را که به مسجد باز مى شود ببندم , جز درخانهء على را ; و من هرگز از پیش خود به بسته شدن درى و یا بازماندن آن دستور نمى دهم ; من در این مسایل پیرو فرمان             خداهستم 
آن روز تمام یاران رسول خدا این موضوع را فضیلت بزرگى براى حضرت على (ع ) تلقى کردند تا آنجا که خلیفهء دوم بعدها مى گفت : اى کاش سه فضیلتى که نصیب على شد نصیب من شده بود, و آن سه فضیلت عبارتنداز: 
1- پیامبر دختر خود را در عقد على درآورد.
2- تمام درهایى را که به مسجد باز مى شد بست , جز در خانهء على را.
3- در جنگ خبیر پیامبر پرچم را به دست على داد 
تفاوتى که میان حضرت على (ع ) و دیگران وجود داشت این بود که ارتباط او با مسجد هیچ وقت قطع نشده بود, اوخانه زاد خدا بود و در کعبه دیده به جهان گشوده بود, بنابراین مسجد از روز نخست خانهء او بود و این موقعیت , دیگرهرگز براى هیچ کس دست نداد. گذشته از این , حضرت على (ع ) به طور قطع و در هر حال رعایت شئون مسجد رامى کرد ولى دیگران کمتر مى توانستند شئون مسجد را آن طور که باید رعایت کنند.

http://123mis.blogsky.com/category/cat-7

دوشنبه 13 آبان 1392 :: 19:11 :: نويسنده : moludekabe

جابربن عبدالله انصاری می گوید: 
روزی دیدم که علی علیه السلام این اشعار را برای رسول خدا صلی الله علیه و آله می‌خواند: 
« من برادر محمد مصطفی هستم و شکی در نسبم نیست. همراه با او پرورش یافته‌ام و دو سبط او فرزندان من هستند. جد من و جد رسول خدا یکی است وفاطمه همسر من است. این سخن دروغ و خطا نیست و گوینده اش نیز دروغگو نیست. پس حمد و سپاس از آن خداست و او را شکر می گوییم. خدایی که شریک ندارد، خدایی که به بنده نیکی می کند و جاوید است.» 

پیامبر خدا پس از شنیدن این اشعار تبسم کرد و فرمود:« ای علی، راست گفتی.» 

منابع:

  • بحارالانوار، ج 40، ص 29، حدیث 57 -------- امالی شیخ طوسی
  • منبع
دوشنبه 13 آبان 1392 :: 19:09 :: نويسنده : moludekabe

اصبغ بن نباته می گوید: امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: 

  • من جانشین رسول خدا و وزیر و وارث او هستم
  • من برادر رسول خدا و وصی و دوست او هستم
  • من برگزیدة رسول خدا و همراه و همنشین او هستم
  • من پسرعموی رسول خدا و همسر دخترش و پدر فرزندانش هستم.
  • من آقا و مهتر جانشینان پیامبرانم
  • من وصی آقای پیامبرانم،
  • من بزرگترین حجت و آیت پروردگارم،
  • من نمونه عالی و برترین الگوی خدا بر خلقم
  • من باب علم پیامبر برگزیده ام
  • من ریسمان و دستگیره محکم هستم
  • من کلمه تقوی و امین خداوند بلند مرتبه براهل دنیا هستم.

 

منابع:

  • بحارالانوار، ج 39، ص 335، حدیث 2 -------- امالی صدوق
  • منبع
دوشنبه 13 آبان 1392 :: 19:08 :: نويسنده : moludekabe

سلمان و ابوذر و مقداد می گویند: در زمان خلافت عمر بن خطّاب، مردی از کوفه برای دستیابی به حق و حقیقت نزد ما آمد به او گفتیم: «بر تو باد به کتاب خدا (قرآن)؛ از آن جدا مشو! و بر تو باد به ولایت علی بن ابی طالب که او هرگز از قرآن جدا نمی شود. ما گواهی می دهیم که از رسول خدا صلی الله علیه و آلهشنیدیم که می فرمود: همانا علی با حق است و حق با اوست و این دو از هم جدا نمی شوند. علی اولین مؤمن به خداست و اولین کسی است که روز قیامت با من مصافحه می کند. او صدیق بزرگ است و جداکننده میان حق و باطل و وصی من و جانشین پس از من در میان امّتم، و بر اساس سنّت من با دشمنان می جنگد. » 

آن شخص به ما گفت: «پس چرا مردم به ابوبکر (صدیق) و به عمر (فاروق) می گویند؟» 
گفتیم: «تو آیا نسبت به حق علی ناآگاهی؟» عمر و ابوبکر همانگونه نسبت به مقام خلافت رسول الله ناآگاهند نسبت به حق امیرالمؤمنین نیز جاهل و ناآگاهند. صدیق و فاروق اسم ابوبکر و عمر نیست زیرا آن دو اسم کسی غیر آنان است. به خدا سوگند، که علی، صدیق اکبر و فاروق ازهر (درخشان، فروزنده) است او خلیفه رسول الله و امیرالمؤمنین است. رسول خدا ما و آنان (عمر و ابوبکر و سایر مردم) را فرمان داد که به عنوان امیرالمؤمنین به علی سلام کنیم و همگی ما این کار را کرده ایم.» 

سلیم بن قیس می گوید: از سلمان فارسی شنیدم که می فرمود: همانا علی علیه السلام دری است که خداوند آن را گشوده است، هر کس از آن برآید مؤمن است و هر کس از آن خارج گردد کافر است. 

منابع:

  • بحارالانوار، ج 38، ص 30، شماره 30 ------ فضائل
  • بحارالانوار، ج 40، ص 97 ------ کتاب سلیم بن قیس
  • منبع

سعد بن ابی وقاص می گوید: 
روز جمعه ای با رسول خدا صلی الله علیه و آله نماز صبح را به جماعت خواندیم. آن گاه پیامبر رو به ما کرد و بر خداوند متعال درود فرستاد و فرمود: 
« روز قیامت من می آیم در حالی که علی بن ابیطالب علیه السلام پیش روی من است و به دستش لوای حمد دارد. لوای حمد دو تکه است، تکه ای از سُندس (حریر و دیبا) و تکه‌ای از استبرق (حریر زربفت).» 

img/daneshnameh_up/5/59/imam_ali_28.jpg



در این هنگام مردی بادیه نشین با شتاب به طرف رسول خدا رفت و گفت:« در باره علی بن ابی طالب چه می گویی، زیرا درباره او اختلاف فراوانی وجود دارد.»
رسول خدا لبخندی زد و فرمود:« ای اعرابی، چرا درباره علی اختلاف فراوانی وجود دارد؟ علی رابطه اش با من مانند سرم برای بدنم است و مانند دکمه برای لباسم. » (رسول خدا می‌خواهد بگوید همان گونه که بدن بدون سر حیاتی ندارد و لباس بدون دکمه کاربردی ندارد، پیامبر منهای علی برای هیچ کس فایده ندارد؛ باید در کنار رسول خدا، علی را پذیرفت و به او مؤمن بود.) 
آن عرب بادیه نشین با خشم به پیامبر گفت:« ای محمد، من نیرو و قدرتم از علی بیشتر است. آیا علی می تواند لوای حمد را حمل کند؟!» 

پیامبر فرمود:« آرام بگیر، اعرابی! همانا خداوند روز قیامت به علی ویژگی های گوناگونی عنایت می کند: به او زیبایی یوسف می دهد و زهد یحیی و صبر ایوب و بخشش آدم و نیروی جبرئیل. لوای حمد به دست اوست، همه مردم در زیر این لواء هستند و گرداگرد او را امامان و تلاوت کنندگان قرآن و اذان گویان گرفته اند. و آنها کسانی هستند که در قبرها به بدنهایشان کرم نمی‌افتد.» 

منابع:

  • بحارالانوار، ج 39، ص 216، حدیث 8 ----------- تفسیر فرات کوفی
  • منبع

خیلی ممنون از دوستانی که نظر گذاشتن.

دانلود کتاب جاوا برای همه گوشیها 

این فایل رو از سایت قائمیه اصفهان خودم دانلود کردم 

آدرسش:

WWW.GHAEMIYEH.COM

برای دانلود کتاب اینجا را کلیک کنید.

حال داشتین برام دعا کنید.

ممنون.

پيوندها
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران