فضائل امیرالمومنین علی ابن ابیطالب علیه السلام
علی مع الحق والحق مع علی،لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار
درباره وبلاگ


سلام علیکم و رحمة الله و برکاته قال الله تعالی: ولایة علی ابن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی دوستی علی ابن ابیطالب (علیه السلام) قلعه من است پس هرکس وارد قلعه ام شود از عذابم در امان است. بخونید و حض کنید و به داشتن پیشوایی چون امیر المومنین حیدر کرار مولی الموحدین امام علی ابن ابیطالب علیه آلاف التحیة والثناء افتخار کنید. الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة علی ابن ابیطالب علیه السلام شکر مخصوص خداوندی است که ما را از دوستداران علی ابن ابیطالب علیه السلام قرار داد.
نويسندگان

خیلی ممنون از دوستانی که نظر گذاشتن.

دانلود کتاب جاوا برای همه گوشیها 

این فایل رو از سایت قائمیه اصفهان خودم دانلود کردم 

آدرسش:

WWW.GHAEMIYEH.COM

برای دانلود کتاب اینجا را کلیک کنید.

حال داشتین برام دعا کنید.

ممنون.

قال الله تعالی:

ولایه علی ابن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی

دوستی علی ابن ابیطالب (علیه السلام) قلعه مستحکم من است و هر کس داخل قلعه ام شود از عذابم در امان است.

 

اوصاف بدنی علی (ع) در کتاب کشف الغمه نوشته شده است که بدر الدین لؤلؤ عامل موصل از بعضی علما درخواست کرد تا احادیث صحیح و گوشه ای از آنچه درباره فضایل و صفات علی (ع) نقل شده است استخراج کنند.این صفات بر«انوار شمع اثنی عشر»نوشته و به آرامگاه آن حضرت برده شد.وی می گوید: «من این شمع را دیدم ».آنچه در اوصاف علی (ع) می آید مطالبی است که از کتاب صفین و از جابر و ابن حنفیه و دیگران و نیز از کتاب استیعاب نقل شده است.بدر الدین با خواندن این صفات گفت: او (علی) نکوترین کسی است که صفاتش را دیده است.ما با استفاده از مجموع این روایات به خصوصیات برجسته آن امام همام اشاره می کنیم. علی (ع) مردی میانه بالا بود.اندکی کوتاه و چاق.چشمانی سیاه و گشاده داشت.در نگاهش عطوفت و مهربانی موج می زد.ابروانش کشیده و پیوسته بود.صورتی زیبا داشت و از نیکو منظرترین مردم به شمار می آمد.رنگ صورتش گندمگون بود.چهره ای گشاده و بشاش داشت.به جز موهای اطراف سرش، موی دیگری نداشت و سرش طاس بود و از پشت همچون تاجی می درخشید.گردنش از سپیدی به درخشش ابریقی نقره ای مانند بود.ریشی انبوه داشت و بالای آن زیبا می نمود.گردنش ستبر و شانه هایش همچون شانه های شیری ژیان، فراخ بود. در روایتی دیگر ذکر شده است: شانه هایش مانند شانه های شیری قوی جثه، پهن بود. بازوان نیرومندش، از شدت درهم پیچیدگی عضلات از ساعدش قابل تمیز نبود.مچها و نیز پنجه هایی قوی و قدرتمند داشت. در روایتی دیگر نیز آمده است: آن حضرت انگشتانی باریک و ساعد و دستی نیرومند داشت.و چنان قوی بود که اگر دست کسی را می گرفت، بر او مستولی می شد و طرف مقابل قدرت نفس کشیدن را از دست می داد.شکمی بزرگ و پشتی قوی داشت.سینه وی فراخ و پرمو بود و سر استخوانهای او که در مفصل با یکدیگر جفت شده بودند، بزرگ می نمود.عضلاتی پر پیچ و تاب و ساقهایی کشیده و باریک داشت.بزرگی عضله دست و پای او بهنجار و موزون بود و هنگام راه رفتن اندکی به جلو متمایل می شد.چون به میدان کارزار روی می آورد، با هروله و شتاب می رفت.نیرومند و شجاع بود و در رویارویی با هر کسی، پیروز می شد.به راستی خداوند او را با عز و نصر خود تایید کرده بود. مغیره در این باره گفته است: علی (ع) همچون شیر بود، بلکه از شیر قوی تر و اندامش از اندام او بهنجارتر می نمود. آن حضرت را با الفاظی همچون اصلع (طاس و بی مو) ، اجلح (کسی که جلوی سر او کم مو باشد) ، انزع (مردی که موی پیشانیش از هر دو طرف رفته) و بطین (شکم بزرگ) بسیار توصیف کرده اند که ذکر آن نیز گذشت. در کتاب فائق آمده است که ابن عباس می گوید: من زیباتر از طرفین پیشانی علی (ع) ندیده ام.شرصتان (طرفین پیشانی) از شرص و به معنای جذب و کشیدن است.گویا مو کشیده شده و جای آن معلوم می شود.آیا به وجه تسمیه مو به نزعه نمی نگری و نمی بینی لغات جذب و نزع همه از یک رشته سرچشمه می گیرند؟! منابع مقاله: سیره معصومان ج 3، امین، سید محسن

http://moolaali.glxblog.com/

پنج‌شنبه 27 تیر 1392 :: 15:13 :: نويسنده : moludekabe

سلام بر دوستداران علی ابن ابیطالب علیه آلاف التحیة والثناء

ماه رمضان است و امروز روز دهم این ماهه 

نماز و روزه و طاعات و عباداتتون مقبول 

اميرالمومنان على عليه السلام فرمود:

صوم النفس عن لذات الدنيا انفع الصيام؛

روزه نفس از لذتهاى دنيوى سودمندترين روزه‏هاست.

(غرر الحكم، ج 1، ص 416، ح 64)

امام على عليه السلام فرمود:

الصيام اجتناب المحارم كما يمتنع الرجل من الطعام و الشراب؛

روزه پرهيز از حرامها است همچنانكه شخص از خوردنى و نوشيدنى پرهيز مى‏كند.

(بحار الانوار، ج 93، ص 249)

امام على عليه السلام فرمود:

صوم القلب خير من صيام اللسان و صوم اللسان خير من صيام البطن؛

روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شكم است.

(غرر الحكم، ج 1، ص 417، ح 80)

حضرت زهرا عليها السلام فرمود:

ما يصنع الصائم بصيامه اذا لم يصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه؛

روزه‏دارى كه زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نكرده روزه‏اش به چه كارش خواهد آمد.

(بحار، ج 93 ص 295)

امام على عليه السلام فرمود:

كم من صائم ليس له من صيامه الا الجوع و الظما و كم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العناء.

چه بسا روزه‏دارى كه از روزه‏اش جز گرسنگى و تشنگى بهره‏اى ندارد و چه بسا شب زنده‏دارى كه از نمازش جز بيخوابى و سختى سودى نمى‏برد.

(نهج البلاغه، حكمت 145)

امام على عليه السلام :

لَيسَ الصَّومُ الاِمساكَ عَنِ المَكَلِ وَالمَشرَبِ، الصَّومُ الاِمساكُ عَن كُلِّ مايَكرَهُهُ اللّه سُبحانَه؛

روزه امساك از خوردن وآشاميدن نيست بلكه روزه،خوددارى ازتمامى چيزهايى است كه خداوندسبحان آنهارا بدمى داند.

(شرح نهج البلاغه، ج20، ص299، ح417)

http://www.aviny.com/hadis-mozooee/ebadi/rooze.aspx

یکشنبه 12 خرداد 1392 :: 17:34 :: نويسنده : moludekabe

وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ (002-207)
و در امالى شيخ از على بن الحسين (عليه السلام ) روايت آمده كه در ذيل جمله : (و من الناس من يشرى نفسه ...)، فرموده : اين جمله درباره على (عليه السلام ) نازل شده ، كه در شب هجرت در بستر رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) خوابيد.


الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُم بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلاَنِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ (002-274)
و در مجمع البيان در ذيل آيه شريفه : (الذين ينفقون اموالهم بالليل و النهار...) درباره شاءن نزول اين آيه گفته است بطوريكه از ابن عباس نقل شده ، اين آيه در شاءن على بن ابيطالب نازل شده است كه آن حضرت چهار درهم پول داشت ، يكى را در شب ، و يكى را در روز سومى را پنهانى و چهارمى را علنى صدقه داد، و به دنبال آن اين آيه نازل شد كه : (كسانى كه اموال خود را شب و روز، سرى و علنى انفاق مى كنند....)

منبع:کانون گفتگوی قرآنی

یکشنبه 22 اردیبهشت 1392 :: 12:34 :: نويسنده : moludekabe

 امام على عليه السلام فرمود:

شهر رمضان شهر الله و شعبان شهر رسول الله و رجب شهرى

رمضان ماه خدا و شعبان ماه رسول خدا و رجب ماه من است.

(وسائل الشيعه، ج 7 ص 266، ح 23)

منبع:سایت مرحوم شهید آوینی

یکشنبه 15 اردیبهشت 1392 :: 16:16 :: نويسنده : moludekabe

کسی که برای نجات جان پیغمبر در بستر ایشان (در شعب ابیطالب بارها و نه فقط در لیله المبیت) خوابید,

کسی که با توجه به آیه مباهله نفس و جان پیامبر اسلام ص میباشد,

کسی که در قرابت رحم و سابقه در دین هیچ کس از یاران و صحابه بر او نسبت به پیامبرص پیشی نگرفته است,

اشجع الناس و غالب کل غالب , کرار غیر فرار در میادین جنگ کسی که با دلیران مواجه نشد مگر اینکه بینیشان را به خاک مذلت مالید و به درک فرستاد,

300 تا 1000 آیه در شان و فضایل او در قرآن کریم نازل شده است,

اولین مردی که به پیامبر ایمان آوردند و پشت سر ایشان نماز خواند,

کسی که پیامبر خانواده خویش را به ایشان سپردند برای هجرت کردن

کسی که در خانه کعبه به دنیا آمد,

کسی که دیوار خانه کعبه بخاطر ایشان شکافته شد

کسی که در جنگ خیبر درب خیبر را از جا کند و با عث پیروزی مسلمانان شد,

کسی که در جنگ خندق عمربن عبدود را برای رضای خدا و نه برای عصبانیت و یا.... کشت,

کسی که به هنگام نماز از پایش تیر میکشیدند بیرون و او متوجه نمیشد زیرا غرق در خدا بود,

کسی که در معراج ,خداوند متعال با صدای ایشان با پیامبر صحبت کرد زیرا بعد از پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم ,آبرومندترین خلق بود,

کسی که در یکی از غزوات آنقدر بر بدن مبارکشان زخم نشست که وقتی یکی از زخم ها را میبستند دیگری باز میشد.

کسی که پیغمبر همه خواستگارهای دخترشان را به خاطر ایشان رد کردند

کسی که میدانست قاتلش کیست اما به او مهربان بود و مجازاتش نمیکرد و قصاص قبل از جنایت انجام نمیداد,

کسی که هرشب کیسه ای پراز طعام میکرد و برای یتیمان و بی نوایان میبرد,

کسی که با یتیمان بازی میکردند و منصب پادشاهی هیچ تغییری در رفتارش ایجاد نکرد,

امیرالمومنین حیدر کرار مولی الموحدین علی ابن ابیطالب علیه الصلوه والسلام است.

و انقدر این فضائل زیاد هستند که قابل شمارش نیستند.

و چرا بعضی ها همچین آقایی را رها کرده اند و به دیگران چسبیده اند؟

جمعه 13 اردیبهشت 1392 :: 11:51 :: نويسنده : moludekabe

 

 

 

 

 

 

 

در مورد حضرت على علیه السلام ممكن است بعضى تصور كنند كه ایشان هم طفلى مثل اطفال دیگر و انسانى مثل انسان‌هاى دیگر بوده اند.  براى تحقیق این مسأله بهتر است به كلام خود امیرالمۆمنین علیه السلام مراجعه كنیم و ببینیم خود آن حضرت درباره خودش چه مى‌گوید؛ چرا كه ما معتقدیم این بزرگواران سخنى به گزاف نمى‌گویند.

نهج البلاغه

در یكى از خطبه‌هاى معروف نهج البلاغه به نام «خطبه قاصعه» امیرالمۆمنین علیه السلام ابتدا به شخصیت پیغمبر اكرم صلى الله علیه وآله اشاره مى‌كند. امیرالمۆمنین علیه السلام مى‌فرماید:

«هنوز رسول خدا شیرخوار بود كه خدا بزرگ ترین فرشته‌اش را قرین او قرار داد،تا او را به بهترین كارها راهنمایى كند».(5)

طبق فرمایش حضرت امیر علیه السلام، پیغمبر صلى الله علیه وآله از زمان شیرخوارگى تحت تربیت و مراقبت بزرگ ترین ملك آسمانى بوده است. آن حضرت با برخوردارى از این تربیت الهى، قبل از رسالت نیز مرتكب سهو و خطا نمى‌شد و حتى لحظه‌اى به خدا شرك نورزیده و از یاد خدا غفلت نكرد. در آن زمان هنوز شریعت اسلام نازل نشده بود، ولى آن ملك آنچه را كه آن حضرت مى‌بایست انجام دهد، به ایشان الهام مى‌كرد.

در این جا این سۆال به ذهن مى‌آید كه ذكر این مطلب در این خطبه چه مناسبتى داشته است؟ با دقت در ادامه خطبه مناسبت آن روشن مى‌شود. حضرت در ادامه مى‌فرماید:

«زمانى كه من متولد شدم رسول خدا مرا در آغوش گرفت و به سینه خود چسبانید، غذا را در دهان خود مى‌جوید و به دهان من مى‌ریخت تا تناول كنم ...».

یعنى پیامبر صلى الله علیه وآله تربیت شده فرشته الهى بود و من تربیت شده پیغمبر صلى الله علیه وآله هستم. گوشت و پوست حضرت على علیه السلام از آب دهان مبارك پیغمبر اكرمصلى الله علیه وآله رویید. زمانى كه آن حضرت هنوز دندان غذا خوردن نداشت، پیغمبر اكرم صلى الله علیه وآله غذا را در دهان خود مى‌جوید و به دهان على علیه السلام مى‌گذاشت. حضرت امیر علیه السلام در این خطبه تعبیرات عجیبى دارد؛ از جمله مى‌فرماید:

«من در سن طفولیت، عطر بدن رسول خدا را استشمام مى‌كردم و از آن لذت مى‌بردم. حضرت رسول آن چنان مرا به سینه خود مى‌چسباند كه من نفس‌هاى او را احساس مى‌كردم و از بوى بدن او لذت مى‌بردم. از همان ابتدا پیامبر به تربیت من همت گماشت و هر روز درسى به من مى‌داد و علمى به من مى‌آموخت.»

من در سن طفولیت، عطر بدن رسول خدا را استشمام مى‌كردم و از آن لذت مى‌بردم. حضرت رسول آن چنان مرا به سینه خود مى‌چسباند كه من نفس‌هاى او را احساس مى‌كردم و از بوى بدن او لذت مى‌بردم. از همان ابتدا پیامبر به تربیت من همت گماشت و هر روز درسى به من مى‌داد و علمى به من مى‌آموخت

 حضرت رسول همان علومى را كه از ملایكه دریافت مى‌كرد به حضرت على علیه السلام تعلیم مى‌داد.

سپس اضافه مى‌فرماید:

«حتى زمانى كه بررسول خدا وحى نازل شد، من صداى عجیبى را شنیدم كه شبیه ناله سوزناكى بود. گفتم: یا رسول الله! این چه صدایى است؟ آن حضرت فرمود: این ناله شیطان است كه بعد از بعثت من، دیگر از گمراه كردن بندگان خدا ناامید شده است.»

جالب این است كه پیامبر صلى الله علیه وآله در ادامه فرمود:

« اِنَّكَ تَسْمَعُ ما اَسْمَعُ و تَرى ما اَرى اِلاّ اَنَّكَ لَسْتَ بِنَبِىٍّ؛ هر چه من مى‌بینم تو نیز مى‌بینى و هر چه من مى‌شنوم تو نیز مى‌شنوى، جز این كه تو پیامبر نیستى».

حضرت على علیه السلام مى‌فرماید:  «من نور نبوت را در چهره رسول خدا مى‌دیدم و صداى وحى را مى‌شنیدم».

البته وحى بر پیغمبر صلى الله علیه وآله نازل مى‌شد و مخاطب آن پیغمبر صلى الله علیه وآله بود، اما حضرت على علیه السلام نیز صداى وحى را مى‌شنید.

این نیز كرامت و نورانیت دیگرى بود كه خدا به آن حضرت عطا كرده بود و خود ایشان در كسب آن نقشى نداشت. مگر امكان دارد انسان در حالى كه طفلى شیرخواره است چنین كرامات و مقاماتى را به اختیار خود كسب كند؟! این فضیلت از آن دسته موهبت‌هاى الهى و غیر اكتسابى بود كه در شكل گرفتن شخصیت، رفتار، سیره و سنّت آن حضرت مۆثر بود.

 

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

 


 

منبع: استاد مصباح یزدی، کتاب «در پرتو ولایت»، صص 21-29. (با تلخیص)

منبع

جمعه 13 اردیبهشت 1392 :: 11:47 :: نويسنده : moludekabe

ظهور حقّ

 

إِذا أَذِنَ اللّهُ لَنا فِى الْقَوْلِ ظَهَرَ الْحَقُّ وَ اضْمَحَلَّ الْباطِلُ، وَ انْحَسَرَ عَنْكُمْ:

 

هرگاه خداوند به ما اجازه دهد كه سخن گوييم، حقّ ظاهر خواهد شد و باطل از ميان خواهد رفت و خفقان از [سرِ] شما برطرف خواهد شد.

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

منبع

 

روايت «عَلِيٌّ مَعَ الْقُرْآنِ، وَالْقُرْآنُ مَعَ عَلِيٍّ» با سند معتبر + تصوير كتاب

مقدمه

روايت فوق، با تعبيرهاي مختلف از زبان مبارك رسول خدا صلي الله عليه وآله در شأن والاي امير مؤمنان حضرت علي بن ابي‌طالب عليهما السلام صادر شده است.

تعبيرهاي مختلف اين روايت، در مقاله جداگانه تحقيق و بررسي شده است. يكي از تعبيرها، عبارت فوق است كه همراه با اسكن كتاب، به محضر حق جويان راه حقيقت تقديم مي‌شود.

از اين روايت،‌ چند مطلب مهم درباره امير مؤمنان عليه السلام ثابت مي‌شود:

مطلب اول: عصمت مطلق آن حضرت:

قرآن كريم كلام خداوند است كه از طريق جبرئيل امين بر رسول خدا صلي الله عليه وآله نازل شده و آن حضرت نيز بدون دخل و تصرف آن را براي امت اسلامي ابلاغ فرموده است.

بنابراين، همانگونه كه قرآن كريم كلام الهي و پيراسته از سخنان بشري و اوهام شيطاني است، امير مؤمنان عليه السلام كه همراه هميشه قرآن است، نيز معصوم از هرگونه خطا و اشتباه در هر زمان است.

مطلب دوم؛ برتري آن حضرت بر صحابه و افراد ديگر:

بدون ترديد،‌ كسي كه طبق نص صريح رسول خدا صلي الله عليه وآله همواره با قرآن است و لحظه از قرآن جدا نبوده، بر كساني ديگر كه اين ويژگي‌ را ندارند و يا احياناً به مدت دوازده سال روخواني يك سوره را ياد مي‌گيرند و يا معاني كلمات قرآن را نمي‌دانند، برتر است.

البته ويژگيهاي برتري آن حضرت تنها در عصمت خلاصه نمي‌شود؛‌ بلكه ويژگيهاي علمي،‌ و ساير فضائل منحصر به فرد آن حضرت نيز در اثبات برتري ايشان نقش ويژه دارند كه در اين مختصر مجال بحث آن نيست.

مطلب سوم؛ اولويت حضرت براي تصدي مقام خلافت.

 بعد از اثبات عصمت و برتري آن حضرت، گذشته از نص قرآني و روايات رسول وحي، از ديدگاه عقل سليم نيز شخصي براي جانشيني رسول خدا و امامت و هدايت امت اسلامي، سزاوار است كه اين ويژگيها را داشته باشد. طبق اين روايت معتبر، علي عليه السلام اين ويژگيها را داشته اند و در نتيجه ايشان براي تصدي مقام خلافت و امامت الهي، لياقت دارد و سزاوار تر از ديگران است.

برای ادامه مطلب به لینک زیر بروید:

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=22064

پيوندها
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران